پرنیان| ویکی پدیا فارسی

پرنیان

تو با قلب ویرانه ی من چه کردی ؟ 

ببین عشق دیوانه ی من چه کردی.

در ابریشم عادت آسوده بودم

تو با بال پروانه ی من چه کردی؟

ننوشیده از جان چشم تو مستم

خمار است می خانه ی من چه کردی؟

مگر لایق تکیه دادن نبودم تو با حسرت شانه ی من چه کردی؟

 مرا خسته کردی و خود خسته رفتی

سفرکرده ، با خانه ی من چه کردی؟

جهان من از گریه ات خیس باران،

تو با سقف کاشانه ی من چه کردی؟